تا کاری که حدود ساعت 3 عصر داشتم 2 ساعتی وقت بود و فرصتی بود برای بازدید از این نمایشگاه که از
تخته وایت بورد الکترونیکی (اسم رسمی اش را نمیدانم ) تا آخرین تجهیزات آموزشی که در یک کلام
دانش آموز فقط کافی برود چند "کلیک" کند که همه چیز را یاد بگیرد ،دارا بود.
اغلب مسئولان و مدیران مدارس (احتمالا) غیر انتفاعی را می دیدم که در حال چانه زنی برای خرید محصولات
بودند.و خوب البته امروزه شهریه مدارس نسبت کاملا مستقیم با امکانات آن مدرسه دارد.
اما نکته ی جالب یک کودک خیابانی بود که احتمالا حسب عادت کنار متروی مصلی مشغول فروش آدامس بود.
و فاصله ی محل کسب این کودک تا ورودی این نمایشگاه کمتر از 100 متر بود.
دختر بچه را موقع برگشتن ندیدم ،شاید داخل مترو رفته بود یا جائی دیگر ،شاید هم احتمالا نگهبانی فکر کرده
بود که اینجا نشستن کودک آدامس فروش هماناو سوژه عکس یک عکاس احتمالی در کنار این نمایشگاه
شدن همان.
بهر حال سال 91 وارد دومین ماه خود شد و چند وقت دیگر امتحانات و تابستان و مهر و باز مصاحبه و برنامه
ریزی مسئولان برای بازگشت این کودکان پشت میز مدرسه...
به عنوان کسی که حدود 9 سال (حداقل دورادور) این مسئله را دنبال می کنم خواندن تیتر روزنامه ها و
عناوین خبری سایت ها در خصوص برنامه ریزی و تشکیل کارگروه و ... برایم عادی شده و حتی روی بسیاری
از این اخبار کلیک هم نمی کنم ، اما سالها بعد که تیتر اخبار حوادث روزنامه ها را می خوانیم آیا فکر خواهیم
کرد که بسیاری از افراد بزهکار آن دوران همین کودکان دور از آموزش امروز هستند ؟


