تبليغاتX
كودكان خياباني
 

این پست را به مطلب دیگری از کتاب "برج غار" اختصاص

میدهم

"برج غار" عنوان کتابی است که شامل دست نوشته های

کودکان کار و خیابان دروازه غار تهران می شود و توسط

ع.ص.خیاط گردآوری شده است (نشر قصه).

لازم به ذکر است غلط های املاثی موجود از آنجا که

توسط  کودک نگارنده صورت گرفته است به دلیل

 حفظ امانت تصحیح نمی گردد:

 

" یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یک خانواده ای زندگی

می کردند که پدر آنها نون خشکی بود.

در خانه ی آنها هیچ چیز وجود نداشت آنها خیلی سختی

می کشیدند و مادر آنها کاری از دستش بر نمی آمد.

سعید و منا به مادرشان گفت چرا ما هیچی نداریم

مادرش گفت نمی دانم نعمت خداست آن ها با گریه از

خانه بیرون آمدند و به برج غار رسیدند از نردبان بالا

رفتند و پائین را نگاه کردند و دیدند پر از وسائل خانه

وچیزهائی که آنها ندارند در آن فراوان است

خندیدند و با خوشحالی پریدند پائین.

                                            نسرین  ۱۲ ساله

                                                                       "

 

 

+ نوشته شده توسط یک کودک خیابانی در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 و ساعت 21:38 |
سلام

رفته بودم در گوگل کلمه ی "کودک خیابانی" رو جستجو

کنم دیدم وبلاگ در بین ۵۹۵۰۰ مرجع شده سوم!!

در نگاه اول شاید خوشحال کننده باشه اما ملاک های

من برای رتبه دادن به یه وبلاگ یا سایت یه خورده با

مدیران گوگل فرق داره

از نظر من پر خواننده بودن و زیاد مورد لینک واقع شدن

و استفاده ی زیاد از کلمه ی "کودک خیابانی" اصلا

ملاک های خوبی برای افتخار به وبلاگ نیست

اعتقادم این بوده که وقت خواننده وبلاگ ارزش زیادی

داره و نباید بیهوده هر مطلبی رو به خورد خواننده داد

(دلیل اینکه بعضی وقتا غیبت زیادی دارم همینه)

 این وبلاگ زمانی ارزشمند خواهد بود که سطح آگاهی

خواننده رو نسبت به مساله(و نه معضل)کودکان خیابانی

بالا ببره یا حداقل سعی در پاک کردن این نگاه که:

"تهران ویترین ایران است و کودکان خیابانی آن را بدنما

کرده اند" (۱)

رو در خواننده داشته باشه

این روزها به دلیل مشغله کاری وقت نمی کنم مطلب

جدیدی راجع به کودکان خیابانی بخونم یا راجع به حل

مساله فکر کنم (و طبعا وقتی کسی مطلبی نخونه یا

فکر نکنه چیز به درد بخوری برای نوشتن نداره)

بنابراین دست یاری شما خوانندگان گرامی که

کودکان خیابانی براتون ارزش دارن رو در پربارتر شدن

وبلاگ به گرمی میفشارم

اگر مطلب یا لینک یا عکس خاصی مناسب این وبلاگ

داشتید (لطفا مطالب کوتاه باشند) لطف کنید و میل

کنید تا بنام خودتون تو وبلاگ بزارم.

به امید روزی که کار همه ی کودکان درس خواندن باشه

پ.ن (۱) از مصاحبه ی معاون اجتماعی سازمان بهزیستی

+ نوشته شده توسط یک کودک خیابانی در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 22:4 |