عكاس:دوست عزيزم اميد ديلمي
عكاس:دوست عزيزم اميد ديلمي
این همه آدم اینجا چیکار میکنن؟
هی میان و میرن
دور و برم پر شده از یه مشت کاغذ کوچیک آبی و نارنجی که اینا
پاره می کنن و میندازن این ور و اون ور
فکر کنم از همون کاغذ کوچیکائی هستن که جواد اینا هر روز از
اوستا میگیرن میرن تو اون زیر زمینه که پر از قطاره آدامس میفروشن
این جواد دیوث عجب شانسی داره
هر وقت این مامورای بهزیستی میان انگاری روحش خبر دار میشه
سه سوت جیم میزنه
واسه همین زرنگ بازیاش هم هست که اوستا به باباش پول بیشتری
میده
بد جوری گشنم شده
البته کمتر از روزای پیش
راستی راحله کجاست؟
اونم آزادش کردن؟
الان دو روزه از بچه ها خبری ندارم
اگه اون مامور سگ مصب با اون یارو فیلمبرداره سر نمی رسیدن الان حداقل
اوستا این قد فحش بهم نمی داد
با اون مینیبوس های تخمیشون
دو وعده غذا به آدم میدن عوضش باید سه ساعت پیش اون زنه بشینی
که عکسی رو که گذاشتنت کنار دیوار و ازت گرفتن بچسبونه رو اون کاغذا
و سه ساعت سین جیمت کنه که بابات کیه و ننت کیه و چند سالته و
کلی کس شر دیگه
دست آخرم با همون مینیبوسه دوباره ولمون کردن سر میدون صادقیه
این دومین باریه که از اول امسال گرفتنم
خدا میدونه چند بار دیگه باید بگیرنمون تا ازمون فرم پر کنن
لعنت به این شانس
این جماعت هم دیگه حتی یه فال هم نمی خرن
با این یه تیکه روزنامه هم که زیرمه بد جور داغی زمین داره می سوزونتم
چی؟
چه جالب روش تیتر زده "طرح جمع آوری متکدیان دوباره آغاز شد".........